تبليغاتX
EGYPT
مصر تاريخ و هنر

مصريان باستان بر اين عقيده و باور بودند  كه وقتي انسان مرد به تالار مرگ وارد ميشود  در انجا آنوبیس در انتظار اوست آنوبیس، خداوند حنوط (کفن و دفن)بي طرفانه قلب او را در مقابل مات الهه انصاف و دادگستري در ترازوي عدالت  قرار ميدهد اگر اين شخص در زندگي گناهي مرتكب نشده بود  قلب او  به سبكي  يك پر در كفه ديگر ترازوست پر سمبل راستي و صداقت بود او براي هميشه  زندگي خواهد كرد ( به بهشت ميرود) ولي اگر قلب اين شخص سنگين تر از وزن پر بود  كه ميشود گفت در زندگي مرتكب گناه شده توسط حيواني عجيب به نام آمييت كه مصريان از او وحشت داشتند  خورده ميشد( به جهنم ميرفت) آمييت سري به شكل تمسا ح شانه هايي همچون شانه شير وپايين تنه اي مثل اسب آبي داشت توت خداوند ماه  جادو و نوشتن با سري به شكل لك لك مناطق گرمسيري در اين مراسم وقايع را مي نوشت و ثبت مي كرد

 

 

+ نوشته شده در  2006/12/21ساعت 23:46  توسط amir  | 

 

رامسس دوم در قادش خود را در محاصره دشمنانش تنها یافت.او فریاد زد و از آمون درخواست کمک کرد.فریاد و شیون او در کتاب تاریخ مصر باستان نوشته نیکلاس گریمال نقل شده است.فریادی که شنیده شد و نیروی تازه ای در رامسس دوم ایجاد کرد تا فرعون راهش را بسوی آزادی بگشاید:

پدرم: آمون: من تو را می خوانم
من در میان گروهی از بیگانگان هستم
تمام کشورها در برابر من ایستاده اند.
من تنها هستم: هیچکس همراه من نیست
.
سربازان بیشمار من: مرا ترک کرده اند

من فریاد می زنم و آنها را صدا می کنم
ولی هیچ کدام به آن اعتنایی نمی کنند.
من می دانم که آمون مرا با بیش از یک میلیون سرباز یاری خواهد داد

بیش از صد هزار ارابه ران.
بیش از ده هزار برادر و فرزند

کسانی که مثل یک قلب: متحد شده اند
حال هر چند که من در سرزمینی دور دست دعا می کنم...
هنگامی که آمون را خواندم دیدم که می آید

او دستش را به من داد و شاد شدم.
او از پشت مثل اینکه نزدیک من باشد گفت
:
به پیش: من با تو همراهم.

+ نوشته شده در  2006/12/21ساعت 6:9  توسط amir  | 

 

هنگامی که در مصر تجزیه سلطنت قدیم شروع شد مصریها سرقت از قبرهای فراعنه را آغاز کردند.در دوره نا آرامی شدید و حاکمان ضعیف: این وقایع افزایش یافت.در کتاب قبرسازان فراعنه نوشته موریس بریربریر (MORRIS BRIERBRIER) توضیحات یکی از این سارقان در مورد کارهای گروهش نقل شده است:

ما تابوت بیرونی و داخلی آنها را که جسد مومیایی در آن قرار داشت: بازمی کردیم.ما مومیایی این سلطان را در حالی یافتیم که مسلح به یک شمشیر بود.تعداد زیادی طلسم و قطعات زینتی طلا روی گردنش قرار داشت.نقاب طلایی روی صورتش گذاشته شده بود.مومیایی شاه کاملا با طلا پوشیده شده بود.تابوتهای او با طلا و نقره از داخل و خارج تزئین شده بود و درونش انواع سنگهای قیمتی گذاشته شده بود.ما طلاهایی را که در مومیایی این خدا پیدا می کردیم و طلسمها و جواهراتی که روی گردن و روی تابوتی که او را در آن گذاشته بودند برمی داشتیم.ما ملکه را نیز در وضعیت مشابهی یافتیم و تمام چیزهایی را که کنار او یافتیم برداشتیم.سپس تابوتهای آنها را آتش زدیم.ما اسباب و اثاثیه همراه آنها را که شامل قطعاتی از طلا و نقره و برنز بود سرقت کردیم و بین خودمان تقسیم کردیم.

 

مصر باستان (برندا اسمیت)

+ نوشته شده در  2006/12/21ساعت 6:0  توسط amir  | 

 

مومیایی در مصر قدیم متداول بود. مومیایی به جسد مرده ای می گویند که به شیوه ای خاص از آن طوری نگه داری شود که هرگز نپوسد. وازه ی مومیایی از زبان عربی آمده است و معنایش: «جسدی است که به وسیله ی موم یا قیر نگه داری شده است». حال ببینیم چرا مصریان اجسام مردگان را مومیایی می کردند؟ 

   علت آن بود که به اعتقاد آنان روح پس از مرگ مانند پرنده ای که صور آدمی دارد، روزها به پرواز در می آید. سپس شبانگاه از ترس شیاطین دست از پرواز کشیده، به قبر خود باز می گردد. حال برای آن که روح قبر خود را گم نکند باید بدن او را سالم نگاه داشت. زیرا اگر بدن بپوسد و از بین برود روح دیگر نمی تواند قبر خود را بشناسد. از این رو مصریان طریقه ای برای جلوگیری از پوسیدن بدن یافتند که همان مومیایی کردن مردگان بود.

   در زمانی دورتر از 3000 سال پیش از میلاد، در مصر اجساد مردگان را در میان ریگ های داغ بیابان نگه داری می کردند. سپس قبرهایی از سنگ تراشیدند و بدن افراد مهم را در آن ها می نهادند. اهرام نیز در مصر تقریباً به همین منظور پدید آمدند. ولی نه اهرام و نه قبرهای سنگی هرگز به خشکی ریگ های بیابان نبودند تا بتوانند به خوبی اجساد را حفظ کنند. از این رو کوشش به عمل آمد و مصریان راهی به صنعت مومیایی گشودند.

   شیوه ی مومیایی کردن این گونه بود: نخست مغز و شش ها و دستگاه گوارش را از بدن مرده بیرون می آوردند. آن ها را در کوزه ای معروف به "کانوپی" نهاده، بیرون از جسد مرده دفن می کردند. در مرحله ی دوم، جسد مرده را با نمک به حالتی شبیه به ماهی دودی در می آوردند. آنگاه این جسد را در معرض گرما و باد بیابان، قرار می دادند تا خوب خشک شود و دیگر هیچ رطوبتی در آن باقی نماند. سپس آن را خوب می شستند و با صمغ کاج، مومیائیش می کردند. بعد از این کارها جسد را در میان صدها متر پارچه ی کتانی خوب می پیچیدند. عمل مومیایی 70 روز طول می کشید! در ضمن نجارها هم دست به کار می شدند و جعبه های مخصوصی برای مومیایی می ساختند. جسد افراد مهم و ثروتمند را در میان جعبه های متعددی، یکی در میان دیگری می نهادند. صنعت گران نیز به نقاشی و تزئین روی جعبه ها می پرداختند و طرح و رنگ هاب بسیار گوناگونی بر روی آن ها می انداختند. دیوارهای مقبره نیز دارای نوشته ها و عکس هایی بود که همه شرح داستان زندگی آن مرده بود. آن گاه چیزهایی که برای او در زندگی خوشی و راحتی فراهم آورده بودند، همه را در کنارش قرار می دادند. با این کارها بود که مصریان می پنداشتند مرده برای زندگی پس از مرگ، کاملاً آماده و مجهز گردیده است.(( با تشکر از http://www.javadkalani.blogfa.com/ ))

+ نوشته شده در  2006/12/11ساعت 19:2  توسط amir  | 

فرعونی که تاریخ قادر به فراموش کردن او نیست.

 

یکی از اسرار دنیای باستان در سال 1926 در مجموعه عظیم مذهبی " کاراناک " بخشی از شهر از بین رفته  " تبس " کشف شد . طی هزاران سال, کاشفان و جهانگردان در میان این خرابه ها به جستجو مشغول بودند و از شگوه و جلال گذشته دور بر خود می لرزیدند, غافل از اینکه چیزی به عمد از انان پنهان نگاه داشته شده است . یک معبد ساخته شده توسط فرعون " آمن حوتپ " چهارم که در اوایل حکمرانی وی ( 1353 - 1335 قبل از میلاد ) قطعه قطعه شده و در درون دیوارها و پی بناهای دیگر مخفی شده بود . تخریب معبد مزبور بخشی از اقداماتی بود که هدف ان از میان بردن کلیه اثار مربوط به این پادشاه  منفور می شد . یعنی

این تکه سنگهای نقاشی شده که با کمک رایانه در کنار هم قرار داده و منظم شده, بخشی از معبد شاه مرتد " آخن آتن " است که بعد از مرگ او ویران و تکه های ان پنهان شده بود . این کاشی ها یا همان ثلاث ها بعد از گذشت 3000 سال توسط باستان شناسان کشف و گوشه از واقعیت تاریخ برای نسل امروز اشکار شد.

بدور افکندن انچه او را یاد اور می شد و انگار وجود او از بن وریشه – در جامعه ای که زشتکاری, امری نکوهیده بود سرنوشت او, بدترین سرنوشتها بود . بگونه ای که انگار او هرگز وجود نداشته است.! قرائن مربوط به این حذف تاریخی طی 25 سال و در هنگام مرمت سازی بناهای دیگر توسط باستان شناسی بنام " هنری شوریر " صورت گرفت . شوریر در حالیکه مشغول کشف یکی از دو دروازه عظیم در معبد " آمن " و نیز زیر بنای یک تالار عظیم ستون دار بود, بیش از 20 هزار قطعه سنگ کوچک پیدا کرد . قطعات مزبور به اندازه یکنواختی تراشیده شده بودند. تقریبا" هر سنگ به شکل مستطیل در ابعاد 5/22 * 25 * 50 سانتیمتر بودند . برخی قطعات اثار رنگ خوردگی داشتند و بسیاری نیز با اشگال برجسته ای زینت داده شده بودند – که بنظر میرسید خود قسمتهایی از تصاویر بمراتب بزرگتری باشند . از انجا که اندازه قطعات سنگ سیاه بیش از سه وجب نمی شد, کارگران مصری انها را " ثلاث " به معنی سه در زبان عربی نامگذاری کردند . قطعات مزبور بیشتر از سوی حفاران در " تبس " و در نقاط دیگر کشف شده بودند . اما هیچکس نتوانسته بود توضیحات قانع کننده ای پیرامون منشاء و مفهوم انها ارائه دهد . از سوی دیگر هنری شوریر  در مجموعه کاراناک بناهای در هم شکسته دیگری منقوش به نام " آمن حوتپ " چهارم یافت . ایا از این سنگها میخواستند مثل کاشی کاریهای امروزی ما استفاده کنند.؟ او نتیجه گرفت این قطعات و " ثلاث " ها ی یافت شده قبلی, می بایست بخشی از یک معبد ویران شده باشند . وضعیت قطعات سنگی دلالت بر ان داشتند که وضعیت کنونی انها نه ناشی از درهم کوبیده شدن و رها شدن به حال خود, بلکه از انتقال دقیق انهاست . بسیاری از سنگها, نشان از علائم غیر قابل انکار خشم و نفرت نسبت به خانواده سلطنتی داشتند . نقوش مربوط به همسر " آمن حوتپ "  ملکه " نفرتیتی " عامدا" مخدوش شده

همانگونه که در تصویر مشاهده می کنید علائمی در این سنگ بچشم میخورد که نشان از حذف نشانه های پیشین دارد . شاید انها نمیدانستند 3000 سال بعد تاریخ بگونه دیگری قضاوت خواهد کرد .

بودند, برخی را طوری قرار داده بودند که تصویر ملکه به حالت وارانه بود . در خارج از این مجموعه, حفاران شوریر  پایه های 28 مجسمه عظیم " آمن حوتپ " چهارم, بعلاوه بقایای متلاشی شده 25 مجسمه غولپیکر دیگر را یافتند که نشان می داد پیکره ها از جای خود نقش زمین شده اند . هدف از این خرابکاریها مخدوش کردن یکی از فراعنه سلسله هجدهم بود . یعنی " آمن حوتپ" فرزند سلاله ای از شاهان جنگجو و متکبر . در سال 1550 قبل از میلاد, بنیانگذار دودمان وی " احموز " مصر را از یوغ یک قرن تسلط یک قبیله متجاوز اسیایی تبار رها ساخت . این اغاز عصری 500 ساله بود که به " پادشاهی نوین " مشهور است . نیاکان " آمن حوتپ " امپراطوری بی همتا از نظر نفوذ و قدرت برپا ساختند . قلمرو پادشاهی انان در جنوب افریقا تا سودان – و از شرق تا سینا و غرب اسیا را در بر میگرفت . شاهان " پادشاهی نوین " ضمن وفاداری به تبار خود, " تبس " منزلگاه نیاکان خود را پایتخت مذهبی مصر قرار دادند . در ساحل رود نیل انان معابد بزرگی ساختند, و سه کیلومتر دورتر در یک وادی متروک در حاشیه کویر گورهای سلطنتی خود را بر پا کردند و دیوارهای ان را با نقوش حجاری شده و تصاویر نقاشی شده از خود و خدایان مورد علاقه خویش مزین ساختند . اما " آمن حوتپ " چهارم راه خود را از نیاکانش جدا کرده بود . او پرستش در پرستشگاه بزرگ و عمومی خدایان مختلف را رها کرده و فقط یک خالق "  رع " خدای خورشید – را که توسط " آتن " تجسم می یافت پرستش نمود . " آتن " همان صفحه مدوری بود که اشعه های حیات بخش خورشید را ساطع میکرد . در سال پنجم حکومت خویش – این فرعون مرتد ( لقبی که مردم مصر باستان به این پادشاه داده بودند ) اعلام کرد که از ان به بعد نام او "اخناتن" خواهد بود . معنی دقیق این نام مورد اختلاف است – اما روشن است که این نام معرف ارادت پادشاه نسبت به خدای جدید بود .( البته بسیار اعتقاد دارند این نام یعنی خدمتگذار آتن )  علیرغم تلاشهای فراوان " آخن آتن " تکریم و پرستش " آتن " در قلوب مصریان جای نگرفت . طولی نکشید که پس از مرگ فرعون, خدایان و الهه های گذشته مجددا" مطرح گشتند – و پیروزمندانه در گورها و معابد نیاکان " آخن آتن " جای گرفتند . از قرار معلوم به عنوان تنبیه این فرعون مرتد, کاتبان کاهن – نام " آخن آتن " را از فهرست شاهان تاریخی مصر حذف نمودند . از انجا که اشاره به حیات او غیر قابل اجتناب بود , مورخان از او با عنوان مبهم " حکومت ان ملعون " یا دوران " ان یاغی " یاد میکردند . " آخن آتن " فرزند شاه " آمن خوتپ " سوم و همسر اصلی او ملکه " تیه " بود . در زمان تولد او " پادشاهی نوین " در اوج شکوفایی خود قرار داشت و نفوذ ان فراتر از مرزهایش گسترش یافته بود . تاریخ دقیق جلوس " آمن حوتپ " چهارم به تخت سلطنت مورد اختلاف است – اما احتمالا" این امر در حوالی سال 1353 قبل از میلاد بوقوع پیوست . برخی مورخان معتقدند که فرعون جدید ممکن است چندین سال بطور مشترک با پدرش حکمرانی می کرده است . شواهد حاکی از انند که حکومت حداقل 4 پادشاه با هم تلاقی داشته است . این که ایا ممکن است " آمن حوتپ " سوم و چهارم برای مدت زمانی بطور مشترک بر مصر حکمرانی میکردند یکی از بحث برانگیزترین مسائل مربوط به ان دوران محسوب میشود . حتی اگر پدر " آمن حوتپ " چهارم در قید حیات بوده باشد – وی یک شبه انقلاب مذهبی خود را انجام نداده است . با این وجود واضع است که به غیر از خدای خورشید دیگر خدایان مصر تحت عناوین, اشگال و صور مختلف او را مجذوب نمی ساختند . او بطور فزاینده ای دلبستگی خود  - و بعد هم نام خود را – به خدای خورشید که او ان را " آتن " مینامید و خورشید حیات بخش بود – معطوف داشت .

قرائن مختلف نشان میدهند که مردمان عادی موظف بودند فرعون " آمن حوتپ " چهارم را بمثابه مجری قدرت " آتن " پرستش کنند . " آخن آتن " تلاشهای خود برای تغییر مذهب حکومتی را شدت بخشید . بر روی دیوارهای یکی از معابد جدید او در " تبس " نه فقط سروده های وی در ستایش " آتن " وجود داشت – بلکه ناکامیهای

یکی از زیباترین کتیبه های بجا مانده از دوره حکومت اخن اتن – در این کتیبه خانواده فرعون به همراه پدر مادر و دیگر فرزندان نذرات خود را به خدای اتن یا همان الهه خورشید تقدیم می کنند .

خدایان کهن را که او مایل به بی اعتبار کردنشان بود را شرح داده بود . در سال پنجم فرمانروایی " آخن آتن ", او با ممنوع اعلام کردن پرستش خدایان مختلف مصر -  بخصوص " آمن " شالوده مذهب را دچار لرزش کرد و دستور بستن معابد در سراسر قلمرو خویش را صادر نمود . کاهنان مصر وحشتزده شدند . در رژیم گذشته,  انان از اعتبار و قدرت بی همتای برخوردار بودند . در سرتاسر سلسله هجدهم , معابد ویژه " آمن " امور اقتصاد کشور را در انحصار خود داشتند . عشریه ها و باج و خراجها به داخل خزائن " آمن " سرازیر بود – و انبارهای متعلق به این خدا, جایگاه غله مازاد کشور بحساب می امد . کاهنان معبد " آمن " هیاتهای تجاری خود را به کشورهای بیگانه اعزام می داشتند و کارگران شاغل در اور کشور را تحت کنترل خود داشتند . اما امکان انکار فرعون بصورت علنی وجود نداشت . از قرار معلوم – کاهنان معبد " آمن " به اعتقادات خود پایبند ماندند. (بقول جامعه شناسان امروز بصورت زیرزمینی و مخفی برای بدست اوردن قدرت گذشته خود تلاش میکردند ) اما به دستور فرمانروای سلطنتی , مظاهر کیش انها از بین برده شد . کاهنان تیزهوش تر باورهای خود را منطبق با اعتقادات فرعون نمودند و زمانی که فرعون شکل جدیدی از جشن و روز شادی را در تکریم " آتن " اعلام نمود, مطمئنا" کاهنانی در میان حضار این مراسم وجود داشته اند . " آخن آتن " برای پرستش خدای خود, پرستشگاهیهایی در " تبس " در کنار معبد عظیم " آمن " بنا کرد . در این مجموعه که شاید بیش از نیم کیلومتر طول داشت, فرعون قرص خورشید را در فضای باز و در محوطه ای با قربانگاههای وسیع, مورد تکریم و پرستش قرار می داد . دیوارهای این پرستشگاهها با تصاویر بسیار زیبا و رنگی حجاری شده از " آخن آتن "و " نفرتیتی " و دخترانشان پوشیده بود که در ارتباط مستقیم با رب النوع خود قرار داشتند . پرتو خورشید در تصاویر, به دستهای دراز شده شبیه انسان می رسید که در حال لمس پادشاه با وسیله ای بنام " آخن " ( سمبل زندگی ) بودند . " نفرتیتی " نقش مهمی را در گرامیداشت این کیش ایفا میکرد . قرائن مربوط به اشکال برجسته موجود در معبدی که برای استفاده او ساخته شده بود نشان می دهند که نام و تصویر وی – دست کم دو برابر نام و تصویر پادشاه در انجا حجاری شده اند . کتیبه های یافت شده در " کارناک " و نقاط دیگر از او با فهرست بلند بالایی از القاب اغراق امیز یاد می کنند : احسان گر بزرگ – بانوی ملاحت , محبوب , بانوی مصر علیا و سفلی , همسر پادشاه بزرگ که او را دوست می دارد ,بانوی دو سرزمین ... دختران " نفرتیتی " نیز در پرستش " آتن " شرکت می جستند . دختر بزرگ او , احتمالا" درست قبل از رسیدن پدر به تاج و تخت بدنیا امد . در تصاویر مربوط به سالهای اول حکمرانی " آخن آتن " دختر ارشد او به صورت یک کودک نوپا به تصویر کشیده شده است که لباسی همانند مادر خود بر تن داشته و یک زنگوله مصری را تکان می دهد . زیر نویس تصویر چنین است : دختر شاه – " مریت آتن " که فرعون او را دوست دارد از همسر بزرگ شاه " نفرتیتی که عمرش درازباد متولد شده است . ظرف چند سال – تصاویر دو خواهر " مریت آتن " به نامهای " مکت آتن " و " آنخس آتن " نیز در حجاریها ظاهر شدند . اگر پسرانی از پیوند " نفرتیتی " و " اخن آتن " بدنیا امده باشند ذکری از انها در تصاویر به میان نیامده است . در اسناد یافت شده از مراسم معرفی و اغاز حکمفرمایی " آخن آتن " فهرست هدایایی از قبیل – نان , ماء الشعیر ,گله هایی از حیوانات شاخدار , جانوران شکاری , ماکیان , شراب , میوه , بخور , و انواع سبزیجات تازه را نشان می دهند و اینکه چگونه اشراف و صاحب منصبان ارشد نظامی و نخبگان دربار , بدستور فرعون برای ادای احترام به وی فراخوانده شدند . " انان به حضور وی پذیرفته شدند و در برابر او بخاک افتادند و زمین را بوسیدند . اعلیحضرت به انان گفت : به " اخناتن" نظر کنید که خدای خورشید مایل است برای گرامیداشت او محل یادبودی بر پا سازد ." انگاه شاه طرحهای مربوط به پایتخت جدید را بر شمرده و برخی از بناهای دولتی اصلی را مشخص ساخت . یک کاخ و عمارت برای خدای خورشید , یک کاخ مخصوص خوشی و شادی , اقامتگاههای سلطنتی و یک سایه بان مخصوص برای ملکه . پیش از انکه حتی رنگ بناها خشک شوند و غبار سنگتراشها فرو نشیند, " آخن آتن " خانواده خود را به محل جدید نقل مکان داد و سپس ترتیب مراسم پادشاهی خداگونه خود را داد . وی سوار بر ارابه جنگی و در حالیکه از سوی درباریان , کاهنان , گاردهای محافظ و ملازمان همراهی می شد از جاده ای که محل سکونت کاملا" جدا و قلعه مانند او را به معبد بزرگ " آتن " و کاخ عظیم متصل میکرد – عبور نمود . کاخ مزبور, مجموعه ای از سالنها و محوطه های باشکوه مزین به مجسمه های عظیم و حیرت اوری که شخصیت سلطنتی او را نشان می دادند, تشکیل شده بود . در این مکان پر هیبت – وی هیاتهای اعزامی از خارج را به حضور می پذیرفت, و خود را در بالکن کاخ به معرض تماشای مردم می گذاشت و برای کسانی که به او احترام می گذاشتند و برای دیدن او تجمع میکردند, زیور الات طلا و هدایای دیگر پرتاب میکرد . طی چند سالی که از حیات این شهر می گذشت – جمعیت ان بین 20 تا 50 هزار نفر بود که شامل افراد زیر بود : کاهنان ,دیوانسالاران , تجار , هنرمندان , قایقرانان و خانواده هایشان .. نیروی نظامی مشتمل بر نگهبانان پیاده و سواره مامور حفظ نظم بودند . 3000 سال بعد ساختمان مرکزی نظامی و اصطبلهای ان کشف گردید . برای کسانی که از رودخانه فاصله داشتند – چاه های عمیقی حفر گردید و کارگاههای عصارگیری و نانوائیهایی که از سوی معبد اداره می شدند, عصاره جو و نان تولید میکردند و انرا در اختیار مردم قرار می دادند تا علاوه بر تغذیه خود انرا به خدای " آتن " تقدیم نمایند . اگر چه درباریان نزدیک " آخن آتن " عمارات خود را در اطراف کاخ او بر پا می ساختند, اما تفاوتهای طبقاتی مردم چندان بچشم نمی امد . خانه ارابه رانی بنام " رانفر " چندان فاصله ای از خانه مجلل یکی از صاحب منصبان ارشد نظامی بنام " راموس " نداشت . برای اولین بار در تمام سلسله فراعنه

 

تصویر سمت چپ - مجسمه زیبایی از نفرتی تی همسر فرعون اخن اتن – این مجسمه عمدا" نیمه تمام گذاشته شد تا به عنوان مجسمه مدل به کار رود . چشم سمت چپ خالی است تا به کار اموزان مجسمه سازی نشان داده شود چگونه باید چشم شیشه ای را جاسازی کنند و در محل مرد نظر نصب گردد . در تصویر سمت راست شمایل دیگری از نفر تی تی مشاهده میشود . این اثر بی همتا از منزل و کارگاه  توتموس بعد از گذشت 3000 سال کشف شد و اکنون شاهدی برای نسل حاضر است.

 

یک برابری غیر قابل انکار بچشم میخورد . بسیاری از هنرها و بخصوص حجاران و نقاشان دارای نگرش جدیدی شده بودند. شعار عجیب " آخن آتن " که می گفت :– ما همه خدمتگزاران" آتن " هستیم یکی از موارد بینظیر در میان سلسله های فراعنه مصر است . در صورتیکه نیاکان او تنها خود را خدمتگزار الهه مورد نظر خود می دانستند و مردم کمترین نقشی در اینگونه موارد داشتند . همانگونه که در بالا گفته شد : برای اولین بار خانه ها تقریبا" یک شکل شدند و تنها افراد بسیار کمی از این قاعده مستثناء بودند – که انهم بخاطره نزدیکی به " آخن آتن " بود . هنرمندان دارای ارزش والائی شدند و فرعون سعی کرد راحتی انها را بگونه ای فراهم اورد . به عنوان مثال پیکرتراش اصلی شهر بنام " توتموس " در مجموعه ای زندگی میکرد که شامل خانه محل سکونت – کارگاه و یک انبار که ابزار کار او در ان قرار داشت . در این مجموعه او بر شمایل خانواده سلطنتی و استفاده از انها به عنوان مدل ابنیه عمومی و پرستشگاههای خصوصی بررسی و کار میکرد .. یکی دیگر از وظیفه او اموزش جوانان و محصلین عاشق این فن با ارزش بود . هنگامیکه این شهر بحال خود رها شد – اخرین ساکنین خانه این هنرمند, برخی از اثار و مدلهای نا تمام او را بر جای گذاشتند . با فرو ریختن خانه و جابجایی شنها – این اثار هنری فراموش شده و مدفون شدند . یکی از با ارزش ترین اشیاء یافته شده از این بناء سر مجسمه " نفرتیتی " میباشد که کاراموزان برای اموزش از ان استفاده میکردند .

 

  

پاداشت برای اخرت

 

 " آخن آتن " به عنوان پاداش به درباریان خویش , برای انها گورهایی در دو مجموعه گورستانی در کنار دیواره شرقی شهر بر پا ساخت . دریافت کنندگان چنین افتخاری عبارت بودند از پزشک کاخ – " پنتو " – کاهن " پینهاسی  و " ای " مهتر ارشد خاندان سلطنت که بعدها فرعون شد . حجاریهای روی دیوار نشان می داد که صاحبان این گورها در حال تکریم و ستایش این خدا – شاه,  تجلی خدای " آتن " هستند . این حجاریها گوشه هایی از زندگی حکومت را نیز نشان می دادند . صحنه هایی از مراسم اهداء جایزه, تصاویری از زندگی خانواده سلطنتی و میوها و گلهای اهدایی که انباشته شده – دعاها و سروده های مکتوب شده در ستایش خدا – شاه به عنوان سرچشمه رفاه و اسایش نیز بچشم میخوردند .

 

تصویر مقابل - یک برج یک متری از سنگ اهک که با کنار هم قرار دادن قطعات یافت شده در خانه یک کاهن اعظم در " آخت آتن " باسازی شده است . این برج هم از دست ویران کنندگان  در امان نمانده است .این برج از اشکال رنگی حجاری شده ای برخوردار است که نشان دهنده " اخناتن"  و ملکه او " نفر تیتی " و دختری که در حال دادن پیشکش به خدای " آتن " میباشند . برجهای همانند این , غالبا" در باغ خانه های مقامات بلند پایه و درباریان وجود داشت که ضمن بیان اهمیت خدای " آتن " نشان دهنده خانواده سلطنتی به عنوان تجسم زمینی این خدا نیز بود .

 

*************

همانگونه که در ابتدای مطلب ذکر کردم – افراد بسیاری قدرت و سرمایه خود را از دست داده بودند . کاهنان را میتوان اولین کسانی دانست که در این ماجرا ضررهای جبران ناپذیری را متحمل شدند . بعضی از افراد دربار در رده های مختلف و غیره.. ... دور از ذهن نیست که این افراد دعا میکردند که این فرعون هر چه زودتر از میان برود . اما جامعه شناسان امروز در تعجب هستند چگونه مردم که حداقل صاحب کرامت شده بودند به این خاری تن دادند و حتی کمک کردن اثار این فرعون انقلابی از اماکن ها پاک شود . اگر عمری بود ماجرای فرعون بعدی که جانشین " اخن اتن " شد را در وبلاگ قرار خواهیم داد تا با جامعه بعدی مصر باستان نیز اشنا شوید .

 

نوشته شده توسط سیدجلال صیادمیری

+ نوشته شده در  2006/12/9ساعت 3:26  توسط amir  | 

+ نوشته شده در  2006/12/6ساعت 1:3  توسط amir  | 

King  Akhenaten and his wife Nefertiti praying to the sun-god Aten who provided his rays to the king and the queen. The sun rays end up with hands holding the key of life offering it to the royal family.

+ نوشته شده در  2006/12/6ساعت 0:47  توسط amir  |