|
مصر تاريخ و هنر
|
اسم خود را با حروف لاتين تايپ كنيد و سپس با فشار دادن دكمه اي
ترجمه آن را به زبان تصويري هيروگليف مشاهده كنيد
اسم شما رمزگشايي ميشود

دوستداران تاريخ و تمدنهاي كهن هميشه مصر را به عنوان يكي از كشورهاي داراي پيشينه تاريخي منحصر به فرد به خاطر دارند.
اهرام مصر، مجسمهها و بناهاي تاريخي و فراعنه مصر هميشه از موضوعات مورد بحث و البته مورد توجه عموم مردم بودهاند كه فيلمها و داستانهاي زيادي نيز بر اساس يافتههاي مربوطه در مصر ساخته شده اند. در اين ميان خط باستاني مصري، هيروگليف كه جزو خطوط تصويري عمودي محسوب ميشود تا مدتها توجه باستانشناسان را به خود جلب كرده بود تا اينكه بالاخره با كشف رمز تصاوير، امكان خواندن متون كهن مصر باستان نيز امكانپذير شد اما به هر شكل اين متون هنوز هم با وجود جالب توجه بودنشان براي عموم مردم غيرقابل فهم هستند و يادگرفتن خط هيروگليف چندان كار آساني به شمار نميرود. در اين ميان موزه باستانشناسي و مردم شناسي دانشگاه پنسيلوانيا امكاني را براي دوستداران فرهنگ باستاني مصر و بخصوص خط هيروگليف فراهم كرده كه بسيار هم مورد توجه و استقبال قرار گرفته است. اگر سري به اين آدرس بزنيد،
http://www.upennmuseum.com/hieroglyphsreal.cgi/
اين امكان براي شما وجود خواهد داشت كه اسم خود را به زبان هيروگليف مشاهده كنيد. روند كار بسيار ساده است؛ كافي است اسم خود را با حروف لاتين تايپ كنيد و سپس با فشار دادن دكمهاي ترجمه آن را به زبان تصويري هيروگليف مشاهده كنيد. بدون ترديد مشاهده تصويري كه بيانگر نام شخص شما در اذهان مصريان باستان بوده كم هيجانانگيز نيست؟ آيا شما هيچ تصوري از اينكه اسم شما چه شكلي خواهد داشت داريد؟ اين بار كه سري به دنياي بيسر و ته اينترنت زديد، ميتوانيد به اين سايت هم سركي بكشيد و ببينيد كه اسم شما در زبان اشكال هيروگليف به چه صورتي ترسيم خواهد شد...!
مشهورترين آرامگاه هاي مصر باستان ، اهرام هستند که اهرام ثلاثه جيزه مهمترين آنها به شمار مي آيد. اين آرامگاه ها در واقع شکل تغيير يافته آرامگاه هاي ساده تري بودند که مصطبه خوانده مي شوند )مصطبه به معناي صندوق يا نيمکت است ). مصطبه ها ساختمان هاي کوتاه و مکعب شکلي بودند که از سنگ و آجر ساخته مي شدند و شامل چند اتاق حاوي جسد و هدايا و يک اتاق مخفي حاوي مجسمه متوفي بودند. اتاق حاوي جسد7 تا30 متر زير زمين قرار داشت و با يک چاه به مصطبه وصل مي شد

مجسمه ساخته شده از چوب و طلا ي توتان خامون كه تاج قرمز مصر جنوبي را بر سردارد وبر روي قايقي ساخته شده از پاپيروس ايستاده شاه جوان را در حال شكار نشان مي دهد كه نيزه اي دردست راست وطنابي در دست چپ به سوي موجودي كه ديده نمي شود نشانه رفته است
اين موجود نامريي اسب آبي است كه نمادي است از ست خداي ظلمت و تاريكي و دشمن ولي آنرا جايي رسم نمي كردند كه باعث آزار شود
با تسلط جنوب (مصرعليا) برشمال (مصر سفلى) در ۳۲۰۰ پ . م اتحاد دو قلمرو هم از نظر سياسى و هم مذهبى برقرارشد . لوحه يافت شده در مقبره نارمر ـNarmer در «هيراكون پوليس» ـ Hierakonpolis(مصرعليا) ، از سنگ سبز رنگ شيستى كه در حال حاضردر موزه قاهره نگهدارى مى شود، حاوى صحنه پيروزى «نارمر» پايه گذار اتحاد بردشمن شمالى خود است. اين لوحه به شكل سپرى است كه در بالاى آن نام پادشاه باعنوان «هوروس» بين دو سرگاو كه نماد «هاتور» ـ Hoathor است با خط هيروگليف (كه بتازگى اختراع شده بود) نوشته شده است. در قسمت پايين يك طرف لوح ظاهراً غلبه پادشاه را برسكنه دلتا نشان مى دهد. در روى ديگر «نارمر» در يك دست گرزى را بلند كرده و با دست ديگر موى سر دشمن خود را كه در مقابل او به زمين افتاده چنگ زده است.
گاو آپيس بنابر معتقدات مصر باستان، گاوي است كه بدون پدر به دنيا آمده، نور ماه مادرش را باردار كرده، و گاو آپيس به وجود آمده است.اين گاو به عقيده مصريان، مظهر دو خداي بزرگ «پتا» و « ازيريس» بود. به باور مصريان او از ماده گاوي به دنيا ميآمده كه از صاعقه باردار شده بود و پس از زاييدن، آن گوساله هرگز نبايد باردار شود. رنگ اين ماده گاو بايد سياه، و در پيشانيش لكه سفيد سه گوشي و بر پشتش شكل يك عقاب وجود داشته باشد. موهاي دمش دو برابر دم گاوهاي معمولي باشد، و زير زبانش حفره اى كوچك قرار داشت. چنين گاوي را با سرور و شادماني به پرستشگاه ممفيس برده و ميپرسيدند. چنان چه، عمر او از 25 سال ميگذشت، او را در آب چشمه مقدس غرق نموده و جسدش را با تجليل موميايي كرده، در گورستان مقدس «سراپيوم» دفن ميكردند.

«اوزيرس» خداي بسيار قديمي است او پسر خداي زمين، گپ Geb و نوت NUT آسمان بود او را مظهر روييدن نباتات دانستهاند. هنگامي كه او با خواهرش «ايزيس» ازدواج ميكند برادرش سِت Seth (خداي ظلمت كه درباره او قبلاً توضيح داده شد) به او حسادت نموده و با خدعه و نيرنگ او را گرفتار ميكند و آنگاه او را ميكشد و جسد كشتهشده او را در تابوتي از چوب سدر قرار ميدهد و تابوت را در رود نيل رها ميكند. ايزيس همسر «اوزيريس» به جستوجوي شوي خود ميپردازد و او را در ساحل شام مييابد و آن را به مصر برميگرداند. سِت دگربار جسد را مييابد و آن را تكهتكه نموده و آن قطعات را به 14 ناحيه مصر پخش ميكند و بر اثر آن حبوبات بهوجود ميآيد. پس از مدتي «ايزيس» همسر «اوزيريس» پسرش «هوروس» را به دنيا ميآورد او پس از پرورش يافتن به جنگ عموي خود سِت ميرود و بالاخره عموي خود را دستگير مينمايد، درحاليكه در طول نبرد يك چشمش را از دست ميدهد. او «سِت» را نزد مادرش ميبرد و «ايزيس» قاتل شوي خود را ميبخشد. «هوروس» قطعات اجزاي بدن پدر را جمعآوري ميكند و از طريق «تات» thoth خداي دانايي كه تنش بهصورت انسان و سرش بهشكل لكلك بود، پدرش «اوزيريس» را زنده ميگرداند. پس از آن «اوزيريس» را خداوندگار جهان زيرين عنوان ميكنند كه در دادگاهي سرنوشت ارواح مردگان را تعيين ميكند، و اما چشم هوروس توسط پدرش شفا مييابد و پس از آن هوروس بهصورت خداي واقعي آفتاب درميآيد و جلوه خدايي او را به دليل اهميتش بر رشد و نموي غلات يا كشاورزي ميدانند و در هنر مصري «هوروس» اغلب به شكل كودكي روي غنچه نيلوفر آبي نشسته است

ست خداي ظلمت و هوروس خداي خورشيد دردو سوي فرعون

شيركوه پس از چند سال جنگ با مدعيان خلافت در مصر و نيز سپاهيان صليبي سرانجام مصر را در سال 1169 ميلادي تصرف كرد و به عنوان وزير اعظم قدرت را در دست گرفت.
دو ماه بعد در روز 23 مارس سال 1169 ميلادي شيركوه درگذشت و صلاح الدين جانشين وي شد.از اين زمان ستاره اقبال صلاح الدين درخشيدن گرفت.
صلاح الدين به زودي قدرت خود را در مصر برقرار كرد و از فرامين نورالدين كه خواستار بازگشت وي بود ، سرپيچي نمود.
نورالدين تصميم گرفت به جنگ سردار سابق خود برود ، اما بيمار شد و در روز 15 مه سال 1174 ميلادي در شهر دمشق درگذشت.
صلاح الدين پس از مرگ نورالدين با سپاهي به سوي سوريه حركت و اين سرزمين را تصرف نمود.
به اين ترتيب ، سلطان صلاح الدين ايوبي در روز 25 نوامبر سال 1174 ميلادي دمشق مركز سوريه را تصرف كرد و دو سرزمين بزرگ اسلامي را تحت فرمان خود درآورد.
فرمانروايي صلاح الدين بر مصر ، سوريه و بين النهرين موجب شد تا صليبيون كه از 75 سال قبل از اين تاريخ بيت المقدس و فلسطين را اشغال كرده بودند به محاصره درآيند.

در روز 3 ژوييه سال 1187 ميلادي سلطان صلاح الدين ايوبي ، سلطان مصر و سوريه ، لشكر صليبيون فلسطين را در دامنه تپه هاي حثين در نزديكي درياچه طبريه درهم شكست و نزديك به يك قرن تسلط آنها در سرزمين فلسطين پايان داد.

در اين جنگ فرماندهان صليبي از جمله گي دولوزينپان پادشاه بيت المقدس ، كنت ريمون حاكم طرابلس ، ژراردو ريدو فورد استاد اعظم فرقه مخوف تامپل و لشكر صليبيون فلسطين به سختي از سلطان صلاح الدين ايوبي شكست خوردند.
سلطان صلاح الدين علي رغم فجايعي كه صليبيون در دوران حكمراني خود در فلسطين مرتكب شده بود ، نسبت به اسيران رافت اسلامي به خرج داد و آنها را مجازات نكرد.
او تنها دستور قتل 300 نفر از راهبان سرباز فرقه مخوف تامپل و فرقه هوسپيتاليه را صادر كرد.
پس از اين جنگ دولت شهرهاي فرانك هاي صليبي فلسطين تمام سوارنظام خود را از دست دادند و فئودال نشين هايي از روي الگوي اروپايي نزديك به يك قرن پيش از اين تاريخ هنگام نخستين جنگ هاي صليبي در فلسطين تاسيس شده بودند در معرض فروپاشي قرار گرفتند.

سلطان صلاح الدين پس از اين پيروزي در روز 20 سپتامبر سال 1187 ميلادي شهر بيت المقدس را محاصره كرد. شهر بيتالمقدس به زودي تسليم ميشود و سلطان صلاحالدين فاتحانه وارد بيتالمقدس قبله اول مسلمين جهان ميشود كه كمتر از يك قرن قبل توسط صليبيون اشغال شده بود.
سلطان فاتح بار ديگر در مقابل صليبيون مغلوب رافت اسلامي خود را نشان داد و دست به كشتار آنها نزد.

براساس رسم آن زمان ، سلطان صلاح الدين ساكنين ثروتمند را در قبال دريافت فديه قابل ملاحظه اي آزاد كرد.
او فرقه هاي تامپل و هوسپيتاليه را مجبور كرد تا از كيسه خود فديه لازم براي آزادي 7000 نفر از ساكنان فقير را پرداخت كنند.

بازپس گيري بيتالمقدس در زماني كمتر از يك قرن از هنگام اشغال آن توسط صليبيون مانند يك بمب جهان غرب را به لرزه درميآورد.
فيليپ اگوست پادشاه فرانسه ، ريچارد اول پادشاه انگلستان و فردريك باربوروس امپراتور آلمان در راس لشكر انبوهي به سوي بيتالمقدس حركت ميكنند تا جنگ سوم صليبي را به راه اندازند اما ، آنها در اين راه موفق نميشوند.
فردريك باربوروس امپراتور آلمان كه ستون لشكر صليبيون را تشكيل ميداد ، در منطقه آناتولي گرفتار سيلاب مهيبي ميشود و سيلاب او و بخش اعظم لشكريانش را نابود ميكند.
فيليپ اگوست پادشاه فرانسه در ميانه راه مطلع ميشود كه فرانسه مورد هجوم قبايل وحشي قرار گرفته و ناگزير ميگردد ، به سرعت به فرانسه بازگردد.

ريچارد اول كه بعدها لقب شيردل را ميگيرد تا شهر آكرا پيش ميآيد و اين شهر را تصرف ميكند.
اما اين پيروزي در سايه اقدام بيرحمانه وي در قتل عام 2700 اسير رنگ ميبازد.
براساس برخي روايات تاريخي معتبر ريچارد در جنگ اسير سلطان صلاحالدين ميِشود و پس از اين كه صلاحالدين از مقام وي به عنوان پادشاه انگلستان مطلع ميگردد رعايت مقام وي را كرده و محترمانه او را آزاد ميكند.
اين اقدام صلاحالدين موجب ميشود تا شهرت جوانمردي وي حتي در دنياي غرب منعكس شود.
سلطان صلاحالدين با اين حال به مسيحيان اجازه ميدهد تا آزادانه براي زيارت مقبره حضرت عيسي (ع) به بيتالمقدس سفر كنند.
به اين ترتيب ، در روز 4 مارس سال 1193 ميلادي سلطان صلاح الدين ايوبي ، سلطان مصر و سوريه در سن 55 سالگي در شهر دمشق درگذشت. او همواره دردوران سلطنت وجنگ هايش از خود رافت اسلامي و جوانمردي نشان داده بود ، به طوري كه پس از مرگش شرق وغرب در مورد خصايل نيك سلطان صلاح الدين ايوبي متفق القول بوده و در تاريخ جهان نام او به نيكي جاودان شده است.

قلعه صلاح الدين بر فراز شهر قاهره

تاج قرمز سمبل مصر پایین نشانگر قدرت و کنترل فرعون فقط در مصر پایین بود


تاج دوبل سفید وقرمز که نشان از اتحاد مصر بالا و پایین بود و فرعون کنترل تمام مصر را در اختیار داشت

تاج آبی با حاشیه طلایی که در موقع جنگ بر سر می گذاشتند

تاج سفید با پر های سفید که در موقع مراسم مذهبی بر سر می گذاشتند
نوعی پو شش روسری مانند که غیر از تاج رسمی بود که با نوار های آبی وطلایی تزیین شده بود این طراحی در نوع خود شاهکار بود شخصی که آن را بر سر می گذاشت بزرگتر و جذابتر جلوه می کرد