تبليغاتX
EGYPT
مصر تاريخ و هنر

 

 
He walked the earth 5000 years ago. He was the Pharaoh's vizier, a master physician, the world's first acknowledged architect, and a mortal turned god. His name was Imhotep, and Egyptologists may be on the verge of discovering his tomb. In a quest that takes us from the crowded spice markets of Cairo to secret passageways buried in the sands of Saqqara, archaeologists search for the lost mummy of Imhotep. Along the way, they reveal ancient medical practices, how Egypt's first pyramid was constructed, and the long-lost art of mummification. Will one of these archaeologists make the greatest discovery of the new millennium?

نخستين شخصيت مصرى يك دانشمند است

 
«نخستين شخصيت تاريخى مصر كه يقين داريم روزى برروى زمين زيسته است، شاه يا يك كشور گشانيست بلكه هنرمند ودانشمندى است كه مشاور شاه مصر بوده و ۵۱۵۰ سال پيش مى زيسته است. نام او « ايمحوتپ» است. او يك طبيب ويك معمار برجسته است . اين شخص به اندازه اى به علم طب مصرى خدمت كرد كه به عنوان خالق علم وهنر مصر مورد پرستش است وچنان به نظر مى رسد كه مكتب معمارى مصربه وسيله او تأسيس شده باشد و از همين مكتب سازندگان بزرگ سلسله بعد بيرون آمده اند. بنابر روايات مصرى نخستين خانه سنگى به سرپرستى وى ساخته شد و هم اوست كه نقشه كهن ترين بناى مصرى يعنى اهرام را كشيده است.»
«اهرام» براى چه ساخته شد؟
«شك نيست كه منظور مصريان از ساختن اهرام ايجاد يك اثر هنرى نبوده است. اهرام مصر درحقيقت گورهايى بوده است كه رفته رفته تحول يافته وبه اين شكل درآمده است . پادشاهان قديم مصر مانند مردم مصر قديم اعتقاد داشتند كه درهر جسم زنده اى « همزاد» او وجود دارد وهمزاد هر كس را « كا» مى ناميده اند.
مصريان قديم معتقد بودندكه آدمى درآن هنگام كه آخرين نفس را مى كشد واز اين دنيا مى رود همزادش نمى ميرد.
مصريان قديم اعتقاد داشتند كه  هر اندازه جسد مرده بيشتر بماند وبهتر به آن خوراك برسانند واز پوسيدن وفاسد شدن محفوظ بماندهمزاد او به همان اندازه زنده مى ماند، لذا شاهان براساس اين عقيده براى خود آرامگاه هايى ساختند كه همزادشان زنده بماند وچون همزاد هركس به عنوان صورت كوچك شده جسد آدمى تصور مى شد ناچار مى بايست به او خوراك و پوشاك داده شود وبه همين جهت است كه دربعضى ازگورها مستراح هايى ساخته اند تا مورد استفاده «كا» يعنى روح جدا شده از بدن يا همزاد شخص مرده قرار گيرد. درپاره اى از نوشته هاى مربوط به مردگان درمورد زندگى پس از مرگ اظهار نگرانى كرده اند كه : مبادا «همزاد» آدمى به خوراك نيازمند شود و يا بر اثر نبودن غذا ناچار به خوردن مدفوع خود باشد.
به طور طبيعى چنان به نظر مى رسد كه اگر در آداب دفن مصريان قديم تتبع شود و بخواهند به آغاز آن برسند ناچار بايد چنان باشد كه سلاح ها و افزاركار مرد جنگى را با خود او به خاك بسپارند و زنان و بندگان مرد را نيز با او در گور كنند كه بعد از مرگ به خدمت وى مشغول باشند و چون در عملى كردن اين كارها مشكلاتى وجود داشته مصريان تصويرها و مجسمه هاى كوچكى از زنان و غلامان و ملزومات ديگر مى ساختند و در حقيقت به صورت بدل آنها در گور مى گذاشتند و اين اشياى بدلى جاى واقعيت را مى گرفت و بازماندگان شخص مرده مى توانستند مزارع حاصلخيز و گاوان فربه و خدمتگزاران فراوان و كارگران چابك را با خرج بسيار كم در اختيار مردگان بگذارند.
لذا پس از آنكه نزد مصريان قديم تصوير به جاى اصل پذيرفته شد، هنرمندان مصرى آثار بسيار زيبايى از خود در گورها به يادگار گذاشتند.
در يكى از گورها تصوير مزرعه اى ديده مى شود كه در حال شخم زدن آن هستند و در گور ديگر منظره درو كردن محصول نقاشى شده است و در گور ديگرى صحنه پختن نان و در قبر ديگرى منظره كشتن گاو و يا گوشت پخته اى را كه در ظرف ميهمان ها گذاشته مى شود به تصوير كشيده اند.در مقبره يكى از شاهزادگان مصرى نقش برجسته اى هست كه شاهزاده را در حالى نشان مى دهد كه پشت ميزى نشسته و خوراكى هاى گوناگون در برابر وى قرار دارد.
مصرى ها بر اساس اعتقاد به زندگى همزاد آدمى پس از مرگ، مرده را در تابوتى از سنگ مى گذاشتند و براى موميايى كردن آن متحمل رنج فراوان مى شدند و به اندازه اى در اين كار پيش رفته بودند كه هنوز تارهايى از مو يا تكه هايى از گوشت چسبيده به استخوان، در موميايى ها ديده مى شود.
عصر ملوك الطوايفى در مصر قديم
«هيچ سرزمينى به اندازه مصر شاه نداشته است. تاريخ اين پادشاهان را به صورت سلسله هايى درآورده است كه شاهان يك سلسله همه از يك تخمه و تبار يا يك خانواده اند. يكى از فرعون هاى قديم به نام «پپى دوم» ۹۴ سال سلطنت كرد و اين طولانى ترين دوره سلطنت در تاريخ است. پس از مرگ وى مملكت دچار هرج و مرج شده و اشراف و مالكين هر يك مستقلاً به حكمرانى پرداختند.
اين يكى از نمونه هاى تاريخ است كه به صورت منظمى تكرار مى شود.گويى چنان است كه مردم زمانى آزادى بيش از اندازه اى را دوست دارند و زمانى ديگر به انضباط سخت ميل مى كنند. بعد از يك دوره طولانى كه چهارصد سال طول كشيد مردى قوى الاراده ظاهر شد و با اراده آهنين خود كارها را به جريان عادى خود بازگردانيد. اين مرد «آمنمحت اول» نام دارد و بنيانگذار سلسله دوازدهم پادشاهان مصر است.
در زمان سلطنت اين شاه فعال، نظم و ترتيبى برقرار شد كه ۵۰۰ سال دوام كرد. ثروت عمومى افزايش يافت، هنر ترقى كرد. ريشه خانخانى خشك شد. فرماندهان بخش هاى مملكت كسانى بودند كه از طرف شاه مأمور مى شدند و از شاه حقوق مى گرفتند.
سيزده سال پس از مرگ او بدويان آسيايى مصر را مورد هجوم قرار دادند و شهرها را سوزاندند و معابر را ويران كردند و اين گروه با عنوان «شاهان چوپان» مدت دو قرن بر مصر فرمانروايى كردند. سرانجام مصريان اين فرمانروايان غاصب را بيرون كردند و سلسله هجدهم شاهان مصر تأسيس شد.
+ نوشته شده در  2007/4/13ساعت 2:22  توسط amir  | 

چه چيزي فرهنگ مصر را از فراموشي نجات داده است؟

مصريان علاقه عجيبي به نوشتن تمام ماجراهاي زندگيشان داشته اند . و ما به لطف اين عادت عجيب آنها مي توانيم از فرهنگي حرف بزنيم که حدود 2000 سال است که ناپديد شده است . راستي چه اثري از زندگي شما وجود دارد؟ هزار سال بعد از زندگي ما چه چيزي باقي مانده است ؟ شايد فقط آن چيزهايي که نوشته ايم حالا اگر به اندازه کافي کنجکاو هستيد مي توانيد همراه با ما زبان مصريان باستان را ياد بگيريد!


1-زبان مصري و نگارش آن
2-نشانه هاي يک حرفي
3-نشانه هاي دو صدايي و توضيحي
4-حروف 3 صدايي متمم هاي آوايي
5-اسم – جنس و تعداد
6-اعداد مصري

 


 

+ نوشته شده در  2007/4/10ساعت 20:8  توسط amir  | 


تمدن مصر همزمان با سومر شکل گرفت. در بین النهرین نخستین نمونه مصنوعی آبیاری
بوجود آمد ولی در مصر جزر و مد رود نیل بود که شرایط را برای کشاورزی محیا می کرد.
در اواخر هزاره چهارم ق.م در مصر دو ناحیه وجود داشت.
1) شمال نیل (مصر سفلی ) " نخستین ناحیه ای که در آن کشاورزی رواج یافت"
2) جنوب نیل ( مصر علیا ) " منطقه ای خشک که مردمانش کوچ نشین بودند "
در حدود3200 ق.م این دو ناحیه توسط نارمر حکمران مصر علیا متحد شد.


(( دوره پادشاهی کهن)) 3200 تا 2040 ق.م
> لوح نارمر- این لوح نشانه برابری مقام پادشاه با خداوند است.
در اینجا برای اولین بار شکل بیانی تصویر دیده می شود " پیدایش خط تصویری هیروگلیف "
> دوره پادشاهی کهن با آیین پرستش - رع - همراه بود.
> هنراین دوره دینی ابدیت گرا وایستا است و در آن حکومت مطلقه پادشاه دیده مشود.
> مصطبه ها نه تنها اولین شکل مقابر در مصر بودند بلکه بعد از ساخت اهرام هم به عنوان
مقابر اشراف و نزدیکان فرعون در کنار اهرام ساخته می شدند.
> اهرام ثلاثه در ساختمان جزئیات با هم متفاوتند اما هر سه آنها دارای اتاق مدفن و سرداب
برای نگهداری مجسمه هستند.
> هرم خوفو که بزرگترین این اهرام است دارای 146 متر ارتفاع بوده که امروزه 137 متر
از آن باقی مانده ! و دارای قاعده ای مربع شکل به ضلع 243 متر ( سطحی معادل 5 هکتار )
می باشد. این هرم از سنگ های 2 تنی ساخته شده است و ساخت آن 20 سال به طول انجامید
این هرم علاوه بر مقبره - سمبل خدای رع هم بوده که نماد قدرت شاهان مصر است.



(( دوره پادشاهی میانه)) 2040 تا 1650 ق.م
دوره ای است که یازدهمین سلسه فراعنه به مصرتسلط می یابد.
در این دوره پادشاهان دیگر حکومت مطلقه نداشتند و وابسته به حمایت اشراف بودند و مقابر آنها هم مثل اشراف می شود.از این نمونه - مقبره آمنحوتب اول می باشد که با کمک صخره ها
بنا شده - این نوع مقبرها به مقابر تخته سنگی معروفند.
> در این دوره از بین رفتن اهرام نشان دهنده کاهش مرکزیت حکومت و آیین- رع - می باشد.
> در این دوره معماری معابد رونق می گیرد وبزرگترین معابد در این دوره بنا می گردند.
> خصوصیات معابد این دوره:
سردر و حیاط همیشه مزین به نقاشی های است که فرعون را در حال غلبه بر دشمنان نشان می دهد - تزئینات سقف که بر خطوط افقی تاکید دارد - نقش سر ستونها از گیاهان اطراف نیل
اقباس شده - و گاهی ستونها به شکل مجسمه انسان بکار رفته.
> در مجسمه سازی این دوره جلوه هایی از واقعگرایی را می توان دید.
> نقاشی- تغذیه غزالان - متعلق به این دوره است که در مقبره حنوم هوتپ یافت شده .





(( دوره پادشاهی جدید )) 1550 تا1070 ق.م
در حدود 1750 ق.م اقوام سامی از آسیا - هیکسوسها - به مصر حمله کردند بدین ترتیب پادشاهی میانه از بین می رود. هیکسوسها حدود 175 سال در مصر حکومت می کنند و نهایتا
توسط احمس شکست می خورند. به واسطه آنها بود که حیوانی مفید به نام اسب وارد مصر میشود. بعد از آن است که یکی از درخشانترین دوره های مصر شکل می گیرد- سلسله18 -
> در این دوره طیوه پایتخت می شود.
> در پادشاهی کهن رعایت قواعد و الگوها یی خاص الزامی بود / در پادشاهی میانه این الزام
خدشه دار می شود و سرانجام در پادشاهی جدید به کل زیر پا گذاشته می شود.
> در پادشاهی جدید از هرم خبری نیست و از سنت پادشاخی میانه پیروی میشود و معابد در دل صخره ها و پیرامون نیل ساخته میشوند.در این نوع اتاقک تدفین با دالانی طولانی تا قلب
صخره ادامه دارد.
> یکی از عظیم ترین معابد این دوره - معبد مقبره سلطنتی حتشب سوت- است که در 1500 ق.م ساخته میشود.این معبد درهماهنگی با محیط خود تلفیقی است ازمعماری طبیعی و معماری
ساخت بشر.> سبک این مقبره به عنوان الگویی به نام پیلون برای دورانهای بعدی درآمد.
> در حقیقت پیلون معبدی است با دیواره های مستقل که پهلوهای شیب دار وسقفی کوچکتر از
کف دارد. از این پیلون ها - پیلون لوکسور- را می توان نام برد که به خدای آمون تقدیم شده و
از سالمترین معابد باقیمانده می باشد.
> بدلیل موفقیت های سیاسی پادشاهان این دوره ابعاد مجسمه ها بزرگ میشود و بار دیگر ظابطه - ایجاد تاثیر از طریق بزرگی اندازه - تکرار می شود.
> بنای عظیم دیگر این دوره معبد سنگی رامسس دوم -آخرین فرعون بزرگ مصر - است که
دارای چهار پیکره عظیم نشسته در نمای ورودی خود است.
*ویژگی هنر این دوره در همین بزرگنمایی های افراطی نهفته است*
این بنا نمادی است از قدرت رامسس دوم که کمی پیش از خروج قوم یهود به رهبری حضرت
موسی ساخته شده بود.در راهروی ورودی این معبد- در هر دو سو - ستونهایی به صورت پیکره ایستاده رامسس دوم قرار داشت که بعد ها الگویی برای ستونهای یونانی می شود.
> در این دوره به دلیل تعداد زیاد پیکره ها به ظرافت کاری کمتر توجه شده است.
> نقاشی های این دوره بسیار سنت شکن و طبیعت گراهستند.نقاشی- زنان رقصنده - از نمونه
می باشد در آن خطوط مواج و پر انحنای پیکره ها از این سنت شکنی هاست.



(( دوره آختاتون ))
پادشاه آمنحوتپ پنجم که بعدها اسمش را به آختاتون تغییرداد. در مذهب نوآوریهایی داشت و دین آتون را دین رسمی معرفی کرد. پایتخت را از طیوه به نقطه ای که امروزه - تل العمارنه-
می گویند منتقل کرد. او خدای جدید را به خودش نسبت داد و خود را فرزند و پیامبر و حتی
یگانه کاردان آتون اعلام کرد.
> از تاثیرات دین جدید افزایش توجه مصریان به زندگی دنیوی بود.
>هنر مصر در این دوره از حالت سکون خارج شد و تحرک یافت .
> این تحرک احتمالا توسط مینوسی ها از کرت به مصر وارد میشود .
>از نمونه های این تحرک نقاشی های روی یک صندوق متعلق به مقبره- توت عنخ آمون-
جانشین آختاتون می باشد.


 

+ نوشته شده در  2007/4/5ساعت 4:18  توسط amir  | 



مترجم: مهدس سعيد صالحي

هزاران سال از عمر اولين هرم بزرگ فراعنه كه به دستور جوزر (Djoser) ، دومين پادشاه از سلسه سوم فراعنه ساخته شد، مي گذرد.
بناي اين اهرام كه به عنوان يكي از عظيم ترين عجايب هفت گانه جهان به شمار مي آيند تا امروز نيز يكي از شاهكار هاي تكنيك مهندسي، طراحي و معماري محسوب مي شوند.
اين اهرام از200 سال پيش مورد كاوش هاي فراواني قرار گرفته و در طول اين سال ها بسياري از گنجينه هاي آن به سرقت رفته است. در مورد ساخت بنايي چنين عظيم كه ساخت آن500 سال به طول انجاميد، سوالات بسياري بي جواب مانده است.
اما آنچه از كل اين سوالات مشهود است اين كه همگي در پي يافتن پاسخ اين سئوال هستند كه: اين مصر بود كه اهرام را ساخت يا اهرام مصر را؟!
از سال2300 تا2700 قبل از ميلاد(400سال)،80 هرم در مصر ساخته شد. اولين هرم بزرگ را دومين پادشاه از سلسه سوم فراعنه بنام جوزر (Djoser) بر پا كرد و اين سنت تا سلسه هجدهم ادامه يافت. بعد از آن تا بيست و پنجمين فرعون ديگر هرمي ساخته نشد.
    مصري ها زندگي كوتاه اين جهان را فاني و مرگ را آغاز يك حيات نوين و جاويدان در دنياي ديگر مي شناختند. به همين دليل منازل خود را با مصالحي مانند خشت و گل و مقابر را از مصالح با دوامي مانند سنگ مي ساختند. بر اساس اعتقاد و تفكر آنان هر انسان علاوه بر جسم داراي يك روح بنام «بع»، ويك پيكر شبه گونه بنام «كا» است. «بع» پس از مرگ در زمين مانده و هر شب به جسد باز مي گردد ولي «كا» مي تواند مابين اين دوجهان در حركت باشد. به اعتقاد اينان، شرط جاودانه بودن زندگاني آن بوده كه بع و كا هر دو بتوانند جسد خود را شناخته و به آن بازگردند. به همين علت براي از بين نرفتن اجساد مردگان آنان را موميايي كرده و كليه اشيا و متعلقات آنان را در كنار شان قرار مي دادند. هم چنين براي محافظت از جسد، مقابر را محكم و غير قابل نفود مي ساختند تا «كا» بتواند در آنجا سكونت كند و از بلاهاي طبيعي و سرقت اموال در امان باشد. درهاي كاذب در كنار مقابر به منظور ورود و خروج «بع» و «كا» ساخته شده بود تا آنها بتوانند تردد كنند.
    

هر چقدر مقام مردگان بالاتر بود، مقبره بزرگتري براي او ساخته مي شد.
    مصريان قديم اعتقاد داشتند كه فراعنه پس از مرگ به خدايي مي رسند و بنابراين مقابرشان مي بايست بسيار عظيم و غيرقابل نفوذ ساخته مي شد. چهار مثلث جانبي هرم در اهرام مصر به گونه اي طراحي شده اند كه پرتوهاي خورشيد بر جسد فرعون تابيده شود و رابطه جاوداني او را با خداي آفتاب كه «رع» نام دارد، حفظ كند. در كنار اين اهرام مقابر كوچك تر مكعب شكلي بنام «مصطبه» (Mastababa) به تعداد زيادي ساخته شده است. فراعنه مراسم خاكسپاري خود را به شكل يك سنت ملي درآورده بودند به طوري كه مذهب، هنر و تفكر مصريان آن زمان به شدت به سمت پرستش آنان سوق يافته بود.

http://farm1.static.flickr.com/70/260179103_8becf83b1e.jpg
    
    اولين هرم
    در حدود2هزار و630 سال قبل از ميلاد فرعون «جوزر» تصميم گرفت تا اولين هرم غول پيكر را به عنوان مقبره خود بنا كند. معمار و مغز متفكر طراحي اين مقبره غول پيكر، راهب و مجسمه ساز معروفي بنام ايم هوتپ (Imhotep) بود. مكان اين مقبره در10 مايلي شهر فينكس در محله ساكارا و61 متر بالاتر از شن هاي روان صحرا در كنار رود نيل تعيين و كار نقشه برداري، احداث كانال هاي آب و حمل سنگ هاي آهكي و گرانيت در فاصله900 كيلومتري از معادن آغاز شد. در آن زمان اكثر جمعيت كشور كه به 2/1 ميليون نفر مي رسيد جهت ساخت اين مقبره بسيج شد. پس از تاييد و تعيين مختصات جغرافيايي اين مكان و انجام مراسم مذهبي- سنتي قرباني كردن، كار خاك برداري آغاز شد. اين اولين و عظيم ترين ساختماني بود كه بشر توانسته بود آن را بنا كند. هرم به صورت شش پله اي ساخته شد. مصريان اعتقاد داشتند روح فرعون به وسيله اين پله ها به آسمان رفته و به خدا مي پيوندد. يك راه اصلي براي وارد شدن به آن و13 در ورودي مجازي براي بازگشت بع و كا به آن ساخته شد. در اين زمان زبان نوشتاري خاصي براي ثبت موضوعات، سوابق، موارد اداري، نقشه ها، شماره گذاري و مشخصات مكان نصب سنگ ها و نظاير آن ابداع شد كه براي نوشتن تاريخ و موضوعات اجتماعي معمول به كار نمي رفت.
    


    چگونگي ساخت اهرام
    بنا، مساح، سنگتراش، نجار، ملات ساز و سر كارگر از جمله افرادي بودند كه در ساخت اين بنا شركت داشتند. سنگ هاي بريده شده پس از شماره گذاري توسط سورتمه هايي كه بر روي الوارهاي موازي، شبيه تراورس هاي زير راه آهن حركت مي كردند به سمت مكان ساختن هرم حمل مي شدند. آنان براي روانكاري سورتمه ها بر روي تراورس ها از آب، خاك نرم و روغن استفاده مي كردند.
    در اكتشافات جديد بر روي اين آثار، حدود600 مقبره ديگر از كارگران نزديك هرم خئوپس كشف شد. مطالعه بر روي اسكلت اين افراد، ضايعات بسياري در ستون فقرات آنها بريدگي انگشتان دست و پا و نقص عضوهاي شديدتري را كه به واسطه حمل سنگ هاي سنگين در آنها پديد آورده بود نشان مي داد. بيشتر ابزارهاي اندازه گيري آن زمان مسي يا سنگي و داراي دسته چوبي بودند. ابزارهاي اندازه گيري نيز شامل تراز، شاقول و امثال آن مي شد. براي بالا بردن سنگ ها بر روي هرم از خاكريزهايي با شيب مناسب استفاده مي شد. پس از پايان كار و نصب آخرين سنگ بر بام هرم، مراسم مذهبي و قرباني كردن حيوانات انجام و خاكريزهاي بالاي هرم تا9 متر برداشته مي شد. با استقرار داربست، كار اتمام و مسطح كردن و صيقل دادن سطح خارجي هرم به وسيله سنگ تراشان انجام شد. اين عمليات تا پايين سطح هرم ادامه پيدا مي كرد.
    هرم توسط يك راهروي سربسته به رودخانه نيل متصل بود. اين راهرو با چندين قسمت مختلف شامل معبد ساحلي، راهروي سربسته، محل دفن كشتي هاي حامل جسد فرعون، معبد مردگان، اهرام جانبي و پرستشگاه براي آوردن فرعون به مقبره اصلي در نظر گرفته شده بود.
    


    خاكسپاري فرعون
    زماني كه فرعون درسال2هزار و439 قبل از ميلاد مُرد، كارگران هنوز مشغول فرش كردن كف معبد با سنگ هاي مرمرين سفيد بودند. جسد فرعون سوار بر زورق شاهي شد. ملكه و پسرفرعون سوار بر زروق ديگري در اين مراسم حضور داشتند. پس از ورود به اسكله معبد ساحلي اجزاي كشتي از همديگر جدا و در حفره ششم هرم دفن شد.
    قبل از دفن جسد فرعون، آن را به محلي در نزديكي رودخانه نيل برده و مايعي به مغز وي تزريق كردند. سپس به وسيله چنگك از سوراخ هاي بيني آن را خارج و بعد كبد، شش ها، معده و روده هايش را از شكافي در قسمت چپ بدنش در آورده و هر عضو را جداگانه موميايي و در كوزه هاي مخصوصي قرار دادند. بدين ترتيب فقط قلب در داخل بدن ماند. پس از كاربرد
    روغن ها و مواد متعدد ديگر و خشك نمودن جسد، آن را با رشته هاي پارچه اي پيچيدند، كه در حين اين كار و پس از هر بار پيچيدن طلسم مقدسي از طلا و جواهرات را ميان آن مي گذاشتند. بعد از آن كل جسد را آغشته به صمغ كردند. اين عمليات بر روي سه تخت سنگي يك تكه به مدت45 روز انجام شد. پس از انجام عمليات موميايي، مراسم مذهبي انجام و جسد را با تابوت به آرامگاه اصلي برده و در تابوت سنگي خود قرار دادند و آن را با در سنگي اش پوشانيدند. كوزه هاي حامل اعضاي بدن فرعون را در جعبه هاي چوبي قرار داده و آن را پايين تابوت سنگي گذاشتند. هم چنين در دو انبار وسايل شخصي، خوراك، پوشاك، زينت آلات، اسلحه و حتي وسايل سرگرم كننده نيز براي فرعون انباشتند. پس از اجراي مراسم مذهبي، كاهنان محل را ترك و با بستن درب هاي ورودي راه پشت سر مسدود و غير قابل ورود شد. جسد فرعون در ميان بيش از دو ميليون قطعه سنگ مدفون شد.
    


    اهرام ثلاثه
    در ادامه سلسه پادشاهي فراعنه، اهرام ديگري ساخته شد. يكي از عجايب هفت گانه جهان اهرام ثلاثه «گيزا» بنام هاي خئوپس (Khufu) ، خفر (Khafr) و منكاري (Menkaure) واقع در چند كيلومتري جنوب شهر قاهره است. اهرام ثلاثه مصر شاهكار تكنيك مهندسي، طراحي و معماري هستند. برش و اندازه گيري سنگ ها در حد اعجاب انگيزي دقيق بوده، به طوري كه كوچكترين خطايي باعث بر هم خوردگي اشكال هندسي و حتي فرو ريختن بنا مي شد. اين بناها بزرگترين بناهاي ساخت بشر تاكنون هستند.
    عظيم ترين هرم بنام خئوپس در ابعادي به ضلع230 و ارتفاع146/59 متر ساخته شده است. در ساخت اين هرم، حدود2 ميليون و300 هزار سنگ به كار رفته كه وزن هر كدام از آنها به طور متوسط2/5 تن بوده است. در جمع در حدود5/8 ميليون تن سنگ در اين بنا استفاده شده است.
    هرودوت مورخ يوناني، زمان احداث مسير جاده و آبراه براي شروع اين بنا را10 سال، زمان ساخت هرم را20 سال و تعداد كاركنان آن را100 هزار نفر تخمين زده است. راه ورودي آن از شمال به ارتفاع18 متر بالاتر از سطح زمين و راهروي آن با يك شيب تا20 متر زير كف هرم ادامه دارد. از آنجا با يك راهروي ديگر به اطاق ملكه ارتباط دارد. ولي ملكه پس از مرگ در آنجا مدفون نشد. راهروي ديگري به ارتفاع 5/8 و طول 5/46 متر به محل مقبره فرعون كه به ابعاد 21/5 و 43/10 و ارتفاع 82/5 متر است ختم مي شود. مقبره فرعون در ارتفاع 28/42 متري از كف هرم قرار دارد. كليه راه هاي ورودي به آن پس از دفن فرعون توسط سنگ هاي عظيم بسته و هيچ گونه امكان ورود به آن وجود نداشته است.
    دومين هرم بنام «خفري» به ابعاد 25/215 و ارتفاع 5/143 مترساخته شده است و سومين هرم از اهرام ثلاثه به ارتفاع 5/66 متر در حدود نصف دو هرم ديگر ساخته شده است.
    در نزديكي رودخانه نيل مجسمه ابوالهول براي نگهباني از مقبره ساخته شد كه نيمي شير و نيمه ديگر خود فرعون بوده است. اين مجسمه در زمان مرگ فرعون نيمه تمام ماند و مانند بقيه آثار تمام نشده كه با آمدن يك فرعون ديگر ناتمام
    مي ماند ساخت آن ديگر به اتمام نرسيد.
    
    منابع و ماخذ:
    

National Geographic، January 1995
    Britannica Encyclopedia
+ نوشته شده در  2007/3/30ساعت 19:32  توسط amir  |