تبليغاتX
EGYPT
مصر تاريخ و هنر

ملكه نفر تي تي
نفرتي تي (Nefertiti) همسر عظيم الشأن سلطنتي (عنواني كه ملكه مصر با آن خطاب ميشد) آمنهوتپ چهارم (كه بعدها به اخناتن - Akhenaton - شهرت يافت)، مادر همسر و احتمالا نامادري فرعون توتانخامن (Tutankhamen) قدرمندترين ملكه مصر باستان بوده است.

The image “http://www.sir.blois.univ-tours.fr/~antoine/images/Nefertiti1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


مجسمه مشهور نفرتي تي كه در موزه آلتس برلين نگهداري مي شود.


او به احتمال فراوان مدت كوتاهي پس از مرگ شوهرش تا به سلطنت رسيدن توتانخامن بر مملكت سلطنت كرده و نام او به طور تقريبي چنين ترجمه شده است: " زن زيبايي آمده است".

شهرت او به خصوص مديون مجسمه نيم تنه ايست كه در موزه آلتس برلين نگهداري ميشود و از آنجايي كه در كارگاه تتموس (Thutmose) يافته شد ساخته اين مجسمه ساز عنوان شده است. اين مجسمه مثال بارزي از درك مصريان باستان از تناسبات واقعي چهره است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/11/14ساعت 20:31  توسط amir  | 

جاذبه پادشاه کودک، پس از ۳۰۰۰ سال
 

 
 
توت عنخ آمون
یک هفته پس از آشکار کردن روی توت عنخ آمون، از فراعنه مشهور مصر، و قرار دادن آن در معرض دید عموم، مقام های مصری اعلام کرده اند که از اول ماه آینده، روزانه تنها به ۴۰۰ جهانگرد اجازه بازدید از مقبره این پادشاه کودک داده خواهد شد.

بر این اساس، 200 نفر پیش از ظهر و 200 نفر نیز بعد از ظهر اجازه بازدید از مقبره توت عنخ آمون را خواهند داشت.

قرار است این مقبره برای ترمیم دیوارهای آن که با نقاشی ها و اشکال دوران فراعنه تزیین شده، در ماه مه آینده سال آینده بسته شود.

به گفته زاهی حواس، دبیر کل شورای عالی باستان شناسی مصر، این مقبره از زمان کشف تا کنون ترمیم نشده است.

مقامات مصری می گویند رطوبت و حرارت ناشی از سرازیر شدن جهانگردان به مقبره توت عنخ آمون، این مومیایی را در معرض خطر قرار داده بود.

مراسم انتقال مومیایی از تابوت سنگی به یک صندوق شیشه ای کاملا کنترل شده از نظر حرارت و رطوبت یک روز قبل از آن صورت گرفته بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2007/11/14ساعت 4:54  توسط amir  | 

 
توت عنخ آمون
دانشمندان اخیرا توانستند با استفاده از روش سی‌تی اسکن بر روی جسد مومیایی شده توت عنخ آمون، چهره او را بازسازی کنند
چهره توت عنخ آمون، یکی از اسرارآمیزترین پادشاهان مصر باستان، برای اولین بار به معرض نمایش عموم درآمده است.

مومیایی او در یک محیط کاملا کنترل شده از نظر حرارت و رطوبت به نمایش درآمده که درون مقبره او در دره شاهان واقع در شهر اقصر مصر قرار دارد.

این مراسم دقیقا 85 سال پس از آن انجام می شود که هاوارد کارتر، کاشف بریتانیایی، محل مقبره این پادشاه مصری را کشف کرد.

اعتقاد بر آن است که از آن زمان تنها حدود 50 نفر چهره او را دیده اند هرچند تابوت او در معرض دید هزاران نفر قرار داشته است.

ساختار صورت این پادشاه بخاطر مومیایی شدن، سالم باقی مانده است، اما کماکان اقدامات پیشگیرانه برای مراقبت از آسیب دیدگی آن دربرابر گرما و رطوبت انجام می شود.

طلسم توت عنخ آمون

از زمان مرگ توت عنخ آمون، که احتمالا در زمان نوجوانی او رخ داد، بیش از سه هزار سال می گذرد.

توت عنخ آمون
تصور می شود شاه توت عنخ آمون هنگام مرگ 19 سال داشته است

اگرچه او در سلسله مراتب پادشاهان وقت مصری، شخصیتی چندان بلند مرتبه نبود، اما جواهراتی که در هنگام کشف مقبره او پیدا شد، نظر جهانیان را جلب کرد و میلیونها نفر را به دره پادشاهان کشاند.

زاهی حواس ارشدترین باستان شناس مصر، می گوید سیل مشتاقان بازدید از اشیاء باقی مانده از توت عنخ آمون و دیگر اشیاء باستانی، اکنون به تهدیدی برای سلامت این اشیاء تبدیل شده است.

اکنون این بقایا از تابوت طلایی اصلی که در آن پیدا شده بودند خارج شده اند و در یک جعبه ساخته شده از پلکسی گلاس، در محیطی کنترل شده، در اتاقی دیگر درون مقبره او نگهداری می شوند.

+ نوشته شده در  2007/11/10ساعت 0:26  توسط amir  | 

 
جسدی مومیایی که گفته می شود متعلق به هتشپسوت است
مومیایی را هوارد کارتر در سال 1903 کشف کرده بود
مصرشناسان می گویند مومیایی 3500 ساله قدرتمندترین حاکم زن در مصر به نام هتشپسوت را شناسایی کرده اند.

زهی حواس، رئیس سازمان میراث باستانی مصر، این موضوع را در یک کنفرانس خبری در قاهره اعلام کرد.

این به عنوان بزرگترین کشف باستانی در مصر از سال 1922 تاکنون یعنی زمان پیدا شدن مقبره توت عنخ آمون معرفی شده است.

 

باستان شناسان امیدوارند این مومیایی که مدت ها قبل کشف شده اما ناشناس مانده بود، به کشف سرنخ هایی در مورد راز مرگ ملکه هتشپسوت و ناپدید شدن متعاقب وی بیانجامد.

آقای حواس یک آزمایشگاه دی ان اِی در نزدیکی موزه محل نگهداری این جسد ایجاد کرده است تا تیمی بین المللی از دانشمندان بتوانند این شناسایی را تصدیق کنند.

این مطالعه با کمک مالی کانال تلویزیونی دیسکاوری آمریکا که در ماه ژوئیه برنامه مستندی در این باره پخش خواهد کرد انجام شد.

گفته می شود یکی از شواهد مهم در این کشف فقدان یک دندان در دهن مومیایی است و این شکاف در دندان ها دقیقا با دندان عتیقه ای که از دوران فراعنه به جا مانده و نام هتشپسوت بر آن حک شده، تطبیق می کند.

فرآیند دشوار

برخی باستان شناسان نسبت به امکان استفاده از دی ان ای برای شناسایی این ملکه باستانی ابراز تردید کرده اند.

اسکات وودوارد بیولوژیست ملکولی به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت: "استخراج دی ان ای از یک مومیایی فرآیندی بس دشوار است."

معبد هتشپسوت
معبد هتشپسوت از معابد پرطرفدار دره فراعنه است

"برای آنکه بتوان مدعی هرگونه ارتباطی (میان دندان و مومیایی) شد، لازم است افراد (مومیایی های) دیگری که بتوان از آنها دی ان ای به دست آورد وجود داشته باشند تا بتوان سلسله دی ان ای آنها را مقایسه کرد."

دی ان ای ملکولی در کلیه ارگانیسم هاست که حاوی اطلاعات ژنتیکی آن ارگانیسم است و می توان از آن برای کشف پیوندهای خانوادگی بهره گرفت.

 

معبد هتشپسوت در الاقصر در سال 1997 صحنه قتل عام 58 جهانگرد به دست پیکارجویان اسلامگرا بود. در آن حادثه سه افسر پلیس مصری و یک راهنمای تور نیز کشته شدند.

محو و نابود

هتشپسوت یکی از حکام مهم سلسله هجدهم فراعنه مصر در قرن 15 پیش از میلاد مسیح بود که قدرت را از چنگ فرزندخوانده پسرش خارج کرد.

وی به خاطر پوشیدن جامه های مردانه و گذاشتن ریشی مصنوعی شهرت داشت و از هر دو حاکم دیگر زن در میان فراعنه، نفرتیتی و کلئوپاترا، قدرتمندتر بود.

معبد هتشپسوت یکی از محبوب ترین بناهای یادبود در گورستان فراعنه در دره پادشاهان در مصر علیا است.

اما پس از مرگ، نام هتشپسوت از کلیه اسناد پاک شد که تصور می شود انتقام پسرخوانده اش از او بوده است.

مومیایی مذکور در مقبره شماره "KV60" که یکی از اسرارآمیزترین مقبره ها در دره فراعنه است پیدا شده بود. در این مقبره اجساد دو زن کشف شده است.

این مقبره ابتدا در سال 1903 توسط هوارد کارتر باستان شناس بریتانیایی کشف شد، اما او مقبره را که هدف دستبرد قرار گرفته بود بار دیگر مهر و موم کرد.

مقبره در سال 1906 بازگشایی شد و یکی از اجساد مومیایی از آن خارج و به عنوان سیترا، پرستار سلطنتی هتشپسوت شناسایی شد.

مومیایی دیگر که اکنون گفته می شود متعلق به هتشپسوت است تا سال 1990 رنگ نور را به خود ندید.

این مساله که بازوی مومیایی در حالتی قرار داده شده بود که ويژه دفن اعضای خانواده سلطنتی بود و همچنین یک قطعه صورتک چوبی داشت به این گمانه زنی ها دامن زد که جسد متعلق به هتشپسوت است.

+ نوشته شده در  2007/11/9ساعت 23:27  توسط amir  | 


پس از پایان یافتن کار روزانه، اشراف معمولاً به خانه باز می گشتند تا برای میزبانی یا رفتن به میهمانی آماده شوند. خانم ها لباس های بلند و تنگ و مردان، دامن مردانه می پوشیدند. لباس ها و دامن ها اگر چه شبیه به مدل البسۀ طبقات اجتماعی پایین تر بود، اما از پارچه های ظریف تر تهیه می شد و با رشته هایی از طلا روی آن ها نقش هایی دوخته می شد. آرایش چشم زنان و مردان مشابه هم و بسیار غلیظ بود و هم زنان و هم مردان کلاه گیس های مشکی داشتند. همگی بهترین جواهرتشان را می آویختند. هر خانم یک جعبه آرایش به همراه داشت که حاوی شانه ها، تیغ ها، روغن ها، قاشق های پماد، زغال سیاه و مالاکیت (Malachite) سبز برای آرایش چشم ها و آینه های مسی یا نقره ای صیقل داده شده بود. خدمتکاران برای میهمانان گوشت گاو، بز، غاز، لوبیا، نخود، انگور، خرما، نان و شیرینی می آوردند. زنان و مردان مطابق رسوم جداگانه می نشستند. آن ها با دست غذا می خوردند و همراه غذایشان شراب می نوشیدند. سپس می نشستند و به تماشای کارهای تردستان، نوازندگان، حرکات آکروباتی، دختران رقصنده می پرداختند.

The image “http://touregypt.net/featurestories/dance2.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 یک ترانۀ قدیمی نظر یک مصری متمول را نسبت به زندگی چنین توصیف می کند:
تا وقتی زنده هستی، به دنبال خواسته های قلبت باش...
شیون کردن هیچ کس را از درد سر رها نمی سازد...
استراحتی بکن،
کسل و دلسرد نباش
هیچ یک از آن هایی که این زندگی را ترک گفته اند، دوباره باز نخواهند گشت
.

The image “http://touregypt.net/featurestories/dance6.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 

+ نوشته شده در  2007/10/30ساعت 1:13  توسط amir  | 

 
دین و مذهب برای مصریان باستان حیاتی بود. مصری ها علاوه بر این که فرعونشان را خدا می دانستند، حدود دو هزار خدای دیگر را نیز می پرستیدند، حتی دو هزار سال بعد از آن هرودوت، مورخ یونانی، در سفر به سرمین فراعنه گفته بود: «به نظر می رسد تعداد خدایان در این سرزمین از تعداد انسان ها بیش تر باشد.» 

وزیر به عنوان دارندۀ بالاترین منصب حکومتی، مسئولیت های زیادی داشت. هرگاه وزیر جدیدی منصوب می شد، فرعون در مورد وظایف وزیر سخنرانی می کرد که در کتاب «هنگامی که مصر بر مشرق زمین حکمروایی می کرد» نوشتۀ جورج اشتاین دورف (George Steindorff) و کیت سی زِله (Keith C. Seele) این سخنرانی این گونه نقل شده است.
«منصب وزارت... خوشایند نیست، نه، به تلخی زهر است... وزیر کسی است که نباید توجه خاصی به شاهزادگان یا رایزنان بکند و نباید برای خودش پیروانی گرد آورد... حال اگر کسی (شخصی که درخواستی داشته باشد) از مصر علیا یا مصر سفلی به شکایت بیاید، شما باید بررسی کنید که آیا براساس قانون همه چیز اجرا شده است... از آن جا که هر کس حقوقی دارد باید ببینید آیا کارها به صورت مناسب انجام شده اند... به افراد آشنا و نا آشنا، خویشاوند یا غریبه به یک چشم نگاه کنید... هیچ شاکی ای را بدون شنیدن شکایتش رد نکنید... در برابر هیچ کس به ناروا خشمگین نشوید و تنها در مواردی که ابراز خشم لازم است، خشمگین شوید. به خودتان ترس از خویشتن را القا کنید (بگذارید مردم شما را بترسانند)... زیرا یک کارگزار واقعی کارگزاری است که ترسیده باشد... اما اگر کسی ترس را بیش از حد به خود القا کند... در آن صورت آن ها دیگر نخواهند گفت: "او مردی منصف است..." آن چه از وزیر انتظار می رود، عمل براساس عدالت است، زیرا وزیر کسی است که از طرف خدا نگهبان عدالت است.»


مهم ترین خدا در دورۀ سلطنت قدیم خداوند خورشید با سرِ باز به نام «رع» بود. مصری ها معتقد بودند که او هر روز در شرق متولد می شود، در طی روز در آسمان سیر می کند و مثل پیرمردان هر شب در مغرب می میرد. طی شب او در زیرزمین، منطقه ای که مرده ها در آن جای گرفته اند، سفر می کرد تا دوباره به شرق برسد. یکی از منابع مصر باستان، رع را چنین توصیف کرده است: «بر فراز گنبد آسمان بر می آید، تا هر روز به خورشید زندگی بدهد.»


بجز رع در میان خدایان بزرگ می توان به اُزیریس (Osiris)، خداوند مرگ اشاره کرد، خدایی که حاکم زیر زمین بود. مصری ها معتقد بودند که روزگاری اُزیریس حاکم مصر بوده است. در واقع او به شکل فراعنه توصیف شده است؛ فرعونی که تاج بر سر دارد و در حال حمل سایر نمادهای مربوط به منصبش، مومیایی شده است. اُزیریس را برادرش سِت (Set)، خداوند طوفان و خشونت، بر تخت پادشاهی به قتل رسانده بود. ست خدایی است که غالباً به صورت تنۀ انسان با سر یک حیوان درندۀ ناشناخته به تصویر کشیده شده است. طبق افسانه های مصری، انتقام مرگ اُزیریس را پسرش حوروس (Hoorus) گرفته است که معمولاً به شکل باز نمایش داده می شد. خدایان مهم دیگر شامل آنوبیس (Anubis)، تحوت (Thot) و حتحور (Hathor) بوده اند.

http://www.puc-rio.br/louvre/images/iependen.jpg

God Osiris surrounded by Isis and Horus
یک مجسمۀ از خداوند مصری، اُزیریس، حاکم زیرِ زمین، مصری ها معتقد بودند نیکوکاران بعد از مرگ در زیر زمین به اُزیریس ملحق می شوند.


آنوبیس، خداوند حنوط (کفن و دفن) بود که سرش به شکل سر شغال بود، حیوانی که معمولاً در اطراف گورستان ها پرسه می زد. تحوت که با سر لک لک آفریقایی- نوعی پرندۀ مصری- توصیف شده است، خداوند کتابت و خرد بود. و حتحور، الهه ای با سر گاو، پشتیبان زنان بود.
فرعون رئیس کاهنان تمام مصر بود. اصولاً او را خدایان بر می گزیدند تا از پیکره های آن ها که در داخلی ترین محراب معبد، تحت عنوان «قدیس مقدسین» نگهداری می شد، مراقبت کند. در عوض، خدایان در پیکره هایشان می ماندند و برکتشان را بر فرعون و مصر نازل می کردند. اما در واقع کاهنان به عنوان
قایقش را به جلو براند. او همه کس را سوار قایقش نمی کند، بلکه تنها کسانی را قبول می کند که در مورد آن ها گفته شده باشد: «او، برخلاف ظاهرش، ابلیس نیست.»
براساس نوشته های بسینمایندگان فرعون آیین مذهبی را به جا می آوردند.
فرعون معابد عظیمی را در سر تا سر سرزمین به خدایان اهدا می کرد. معابد مصر به کلیساها، مساجد یا کنیسه های امروزی که مردم برای پرستش خداوند در آن جمع می شوند، شبیه نبود. بلکه معبد در واقع خانۀ خدایان بود و تنها فرعون و کاهنان حق ورود به آن را داشتند. مردم تنها در روزهای خاص جشن در مراسم پرستش خدای ایالتی شرکت می کردند. اما از آن جا که مصری ها افرادی مذهبی بودند، در زیارتگاه های کوچک تر محلی خدایان محلی خود را پرستش و در محراب خانه هایشان خدایان خانگیشان را عبادت می کردند. در واقع، طبق گزارش هرودوت: «مصری ها بیش از هر ملتی در سراسر جهان مذهبی هستند.»

مرده دوباره زندگی می کند


اعتقاد به زندگی دوباره یکی از اجزای اساسی مذهب مصری ها بود. در این باره چند نوع تفسیر و توضیح معمول بود. در یکی از این تفاسیر، مرده در زمینی در بهشت ساکن می شد که آن را «سرزمین یارو» (Yaru) می نامیدند. در این محل که به مزارع مصر بی شباهت نبود، مرده در صلح و وفور نعمت زندگی می کرد. بعضی افراد که قادر نبودند به یارو برسند- زیرا یارو را آب احاطه کرده بود- برای یاری گرفتن از حیوانات مقدس نام نویسی می کردند. جیمز هنری بریستد، مصرشناس، این سفر را بدین نحو توصیف می کند:
گاهی اوقات شخص متوفی از باز یا لک لک می خواهد تا او را از آب عبور می دهد... گاهی اوقات خداوند خورشید او را سوار بر قایقش حمل می کند. اما اغلب ان ها به خدمات مرد قایقرانی مشهور به «صورت وارو»(Turn Face) یا «پس نگر»(Look Behind) نیاز دارند، زیرا او همیشه صورتش را به عقب برگردانده است تا 
اری از مورخان این نخستین بار در تاریخ بوده است که مردم به ارتباط کیفیت زندگی پس از مرگ با اعمال و رفتار دوران زندگی اعتقاد داشته اند.

The image “http://www.kenseamedia.com/encyclopedia/aaa/images/afterlife1.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


بعدها، مصری ها به این باور رسیدند که مردگان نیک در زیر مصر در جهان زیرین به اُزیریس می پیوندند و تنها فرعون مقتدر و خانواده اش همراه با تعداد کمی از اشراف و صاحب منصبان بالا قادرند به زندگی پس از مرگ برسند. حتی کسانی که در دایرۀ نزدیکان حاکم بودند نمی توانستند به جهان زیر زمین برسند، مگر این که حاکم آن ها را هدایت می کرد. به این ترتیب، به منظور نزدیکی به روح فرعون، اشراف آرامگاه هایشان را تا حد امکان نزدیک به آرامگاه فرعون می ساختند و معمولاً فرعون زمین و ماد لازم را برای ساختن آرامگاه در اختیارشان قرار می داد.


 

+ نوشته شده در  2007/10/29ساعت 17:48  توسط amir  |